تصمیم گیری در نظام مدرسه
تصمیم گیری در نظام مدرسه :
در یک سازمان تصمیمات ، چگونه اتخاذ می شود ؟ در بالای هرم سلسه مراتبی سازمانی توسط مدیدریت ارشد یا در پایین آن به وسیله ی افرادی که به انجام آنچه در خصوص آن تصمیم اتخاذ می شود نزدیک ترند ؟ این سوال آخرین جزء تشکیل دهنده ساختار سازمانی را معرفی می کند .
تصمیم گیری و تمرکز :
مدیران ( بدون توجه به جایگاه آنها در سازمان ) تصمیماتی را اتخاذ می کنند . یک مدیر نوعا باید در خصوص اهداف تخصیص بودجه ، نیروی انسانی ، شیوه ی انجام کار و روش های بهبود اثربخشی واحد خود تصمیماتی را اخذ کند ،یا به عبارتی دیگر انتخاب هایی را انجام دهد .
همان اندازه که به منظور درک تمرکز ، اطلاع از اختیار رسمی و زنجیره ی فرماندهی ضروری و مهم است ، به همین اندازه آگاهی از فرایند تصمیم گیری در درک مفهوم تمرکز از اهمیت برخوردار است . میزانی از کنترل که یک فرد می تاند ، بر فرآیند تصمیم گیری اعمال نماید ، فی نفسه خود یک معیار تمرکز است . به طور سنتی همان انتخاب و گزینش است . بعد از طرح و ارزیابی حداقل ، تصمیم گیرنده یکی از آن دو را انتخاب می کند . از دیدگاه تصمیم گیری فردی ، این تقدم یکی بر دیگری کفایت می کند . اما از دیدگاه سازمانی دست زدن به انتخاب یک گزینه ، خود مرحله ای از فرآیند تصمیم گیری است .
|
مجوز اجرا |
|
تفسیر |
|
داده های اطلاعاتی |
|
انتخاب |
|
اجرا |
اقدام
موقعیت
آنچه واقعا انجام می شود ( اقدام ) ، آنچه برای انجام شدن آن اقدام قانونی لازم است ( مجوز اجرا ) ، آنچه قصد انجام آن می رود ( انتخاب ) ، آنچه باید انجام شود ( تفسیر ) ، آنچه می تواند انجام شود ( داده های اطلاعاتی ) است .
شکل 1 – 1 : فرایند تصمیم گیری سازمانی
شکل 1 – 1 این فرایند وسیع سازمانی را نشان می دهد . اطلاعات باید جمع آوری شود . این داده های اطلاعاتی معیار های آنچه را که می تواند انجام شود ، ایجاد می کند . اطلاعات جمع آوری شده در مراحل متعدد ، کنترل می شوند تا آنچه باید انجام شود ، تعیین گردد . مدیران به منظور به دست آوردن داده های اطلاعاتی تصمیم گیری از زیر دستان خود در سلسله مراتب سازمان ، این فرصت را به آنها می دهند تا اطلاعات باب میل خود را به مدیریت انقال دهند . وقتی اطلاعات جمع آوری شد باید تعبیر و تفسیر شود و این تعابیر و تفاسیر به عنوان نوعی رهنمود در خصوص آنچه باید انجام شود به تصمیم گیرندگان ارائه می شود . قدم سوم بکارگیری این رهنمود ها در هنگام انتخاب راهکارهاست . البته وقتی اطلاعات به صورت گزینشی غربال شد و مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفت انتخاب ، دقیق تر صورت می گیرد . تصمیم انتخاب شده ، آنچه را که فرد تصمیم گیرنده مایل بوده و قصد انجام آن را داشته ، ایجاد می کند . متأسفانه ، آرزوها همیشه به واقعیت منجر نمی شوند . قبل از اجرای تصمیمات باید کسب مجوز نمود و آنها را قانونی ساخت . جایی که سطوح متعددی در سلسه مراتب عمودی سازمان وجود دارند اجرای نهایی تصمیمی ممکن است با آنچه قصد انجام آن می رفته ، متفاوت باشد . بنابراین منافع کسانی که به تصمیم جنبه عمل می دهند نیز در تصمیم گیری مؤثر می باشد . وقتی تصمیم گیرنده بر همه ی مراحل فرآیند تصمیم کنترل و نظارت دارد می توان گفت که تصمیم گیری بیشتر به شکل متمرکز در می آید . در چنین موردی تصمیم گیرنده ، خود اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری ، سپس تجزیه و تحلیل نموده و تصمیم نهایی را اخذ کرده و نیازی به کسب مجوز به منظور اجرا نداشته و سرانجام تصمیم انتخابی خود را به اجرا در می آورد . ولی اگر افراد دیگی نیز بر این پنج مرحله ، نظارت و کنترل داشته باشند ، فرآیند تصمیم ، شکل عدم تمرکز به خود می گیرد . از این رو اگر تصمیم گیرنده فقط تصمیم نهایی انتخاب شده را کنترل و نظارت کند عدم تمرکز بیشتر می شود . بدین ترتیب اگر فرآیند تصمیم گیری سازمانی را بیشتر از صرفا یک انتخاب میان گزینه ها بدانیم پیچیدگی های موجود در تعریف و ارزیابی میزان تمرکز در سازمان برایمان روشن خواهد شد .
سازمان ها علاوه بر اینکه مجموعه ای از انسان ها را در خود جای داده اند نوعی سیستم های تصمیم گیری و پردازش اطلاعات نیز هستند . سازمان تحقق اهداف را از طریق هماهنگی تلاش های گروهی تسهیل می کند . تصمیم گیری و پردازش اطلاعات عوامل کلیدی این هماهنگی محسوب می شوند . با این وجود اطلاعات فی نفسه یک منبع کمیاب در سازمان نیست . فناوری اطلاعاتی پیشرفته ، مدیران را به منظور اتخاذ تصمیم به انبوهی از داده مجهز می کند . ما در دنیایی زندگی می کنیم که به وسیله ی اطلاعات بمباران می شویم . منبع نادر و کمیاب همان ظرفیت پردازش اطلاعات مورد نظر ماست .
توانایی مدیران برای دقت در خصوص داده های اطلاعاتی که دریافت می کنند محدود است . هر مدیر میزان محدودی اطلاعات را ، می تواند پردازش کند . اگر بیش از ظرفیت مدیر به وی اطلاعات داده شود ، منجر به انباشتگی اطلاعات می شود . برای اجتناب از وقع چنین عارضه ایی باید اتخاذ برخی از تصمیمات به دیگران واگذار گردد . و تمرکز تصمیم گیری از یک نقطه ی واحد به به سراسر سازمان پخش شود . این پراکندگی یا انتقال همان عدم تمرکز است .
دلایل دیگری نیز برای ضرورت عدم تمرکز در سازمان ها وجود دارند . سازمان ها باید در مقابل تغییرات محیطی از خود واکنش نشان دهند . عدم تمرکز این واکنش را تسریع می کند ، زیرا لازم نیست پردازش اطلاعات سلسله مراتب سازمانی را طی کند . در این حالت تصمیم گیری به وسیله ی افرادی اتخاذ می شود که به مسئله ی مورد تصمیم ، نزدیک تر هستند . علاوه بر تسریع در واکنش های سازمان نسبت به محیط ، عدم تمرکز باعث می شود که داده های اطلاعاتی بیشتری در فرآیند تصمیم گبری مورد استفاده قرار گیرند . اگر تصمیم گیران با مسئله ی مورد تصمیم آشنایی بیشتری پیدا کنند واقعیت های ویژه ایی که مرتبط با آن مسئله است بیشتر در دسترس آنها قرار خواهند گرفت . به علت مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم گیری ، عدم تمرکز در تصمیم گیری ، موجب انگیزش می شود . کارکنان متخصص و حرفه ای حساسبت بیشتری نسبت به مشارکت در تصمیماتی که راجع به چگونگی کارهای آنهاست ، از خود نشان می دهند .
بدیهی است که همیشه ، هدف عدم تمکز مطلوب نیست . در برخی موقعیت ها تمرکز نسبت به عدم تمرکز رجحان پیدا می کند .وقتی در اتخاذ تصمیمی ، دیدگاه جامع مورد نیاز است یا جائیکه صرفه جویی های اقتصادی معناداری را موجب می شود ، تمرکز مزیت های ویژه ای را ایجاد می کند . در چنین حالتی ، مدیران برای ملاحظه ی تصویر کلی از موقعیت ایجاد شده ، در موضع بهتری قرار می گیرند . این امر موجب می شود که مدیران امکان اتنخاب روش هایی را داشته باشند ، که به جای تطبیق با منافع گروهی خاص با منافع کلی سازمان هماهنگ باشند . گذشته از این ، برخی از فعالیت ها در حالت تمرکز با کارایی بیشتری انجام می پذیرند . به این دلیل است که تصمیمات مالی و حقوقی باید به صورت متمرکز اتخاذ شوند . زیرا این دو حالت بر تمامی فعالیت های سازمانی تاثیر داشته و بر این تمرکز ، صرفه جویی اقتصادی ویژه ایی مرتبت است . به هر حال همه ی سازمان ها اطلاعاتی را پردازش می کنند ، تا مدیران بتوانند براساس آنها تصمیماتی اتخاذ کنند (1) ( رابینز ، استیفن . 1943 )
حال به بررسی تصمیم گیری و تمرکز در حیطه ی آموزشی می پردازیم .
بنا به اظهار بانک جهانی، تمرکز و عدم تمرکز جدا از هم نیستند و در بسیاري از کشورها توازنی از
هر دو، براي موثر و کارآمد شدن نظام آموزشی لازم است. این حالی است که در برخی از کشورها، از جمله ایران که داراي نظام آموزشی و برنامه درسی متمرکزمیباشد ، تمایل زیادي به سمت عدم تمرکز ایجاد شده است و عموم افراد و کارشناسان، بخش اعظم ناکارآمدي نظام آموزشی را معلول آن دانست هاند و چنین م یپندارند که با تغییر نظام تصمیم گیری می توانند بر اکثر مسائل و مشکلات آموزشی فائق آیند . از اینرو، آن را نوشدارو پنداشته و تصور م یکنند با تغییر آن ، نظام آموزشی و برنامه درسی کارآمدتر خواهد شد. همانطور که برمن و همکاران ( 2002 ) اظهارمی دارند ، یکی از دلایل دفاع از تمرکززدایی در نظام آموزشی و برنامه درسی بر این پایه استوار شده است که با واگذاري حق تصمیم گیري و مسئولیت پاسخگویی به مدارس، کیفیت آموزشی بالاتر می رود ؛ زیرا در این صورت، مدیران، معلمان و والدین سهم بیشتري در انتخاب محتواي برنامه هاي درسی و ارتقاي کیفیت آموزش خواهند داشت. از اینرو، امروزه سعی بر آن است تا به منظور تمرکززدایی و مشارکت بیشتر مدارس، معلمان و والدین در طراحی و تدوین برنام ههاي درسی ، راهبردهاي اجرایی بدست آمده از پایین به بالا را با راهبردهاي بدست آمده از بالا به پایین تلفیق کنند؛ زیرا تصمیم گیری بر اساس هر دو راهبرد نسبت به تک تک آنها، اثربخشی بیشتري براي نظام برنامه درسی دارند (هارگریو؛ 1995) با این وجود ، در تاریخ تجربی نظا مهاي آموزشی و برنامه درسی همواره سطوح و درجات متفاوتی از تمرکززدایی را می توان پشت زمینه یک نظام متمرکزِ در حد بالا یافت و اغلب بخاطر ترس از آشفتگی و ناتوانی در کنترل اوضاع ، گرایش به سوي تمرکز مجدد وجود دارد . ( 2 )
در اینجا به ارایه ی تعاریفی از تصمیم گیری مراحل و انواع تصمیم گیری می پردازیم .
تعاریف و اهمیت تصمیمگیری :
بسیاری از صاحب نظران در رابطه با تصمیمگیری ، با توجه به اهمیت و نقشی که در مدیریت ایفا میکند. به تعاریفی دست زدهان ؛ از جمله : مک کامی (1947) اظهار میدارد . « رسیدن به یک تصمیم،رکن مدیریت را تشکیل میدهد و ویژگیهای دیگر فرایند مدیریت، وابسته،در هم تنیده و قائم به وجود تصمیمگیریها است. » سیمون (1960) « تصمیمگیری را مترادف با اداره کردن میداند» (لی فام ، ترجمه نائلی ،1370) گریفتیس تصمیمگیری را یک امر محوری در سازمان و فرایند کلیدی و مهم مدیریت به حساب میآورد . (میرکمالی ، 1371)
از تصمیم گیری تعاریف زیادی بعمل آمده است . در اینجا به ذکر چند تعریف بسنده میکنیم : بارنارد تصمیم گیری را فرایندی ناشی از سنجش ، محاسبه و اندیشیدن که منجر به عمل میشود ، تعریف میکند . از دید صاحبنظر دیگری،تصمیمگیری عبارتست از انتخاب یک راه حل از میان دو یا چند راه حل که به منظور دست یافتن به یک هدف میباشد .همچنین دکتر میرکمالی ، تصمیمگیری را فرایند انتخاب بهترین راه حل ممکن از میان راه حلهای موجود برای حل یک مسأله میداند . (میرکمالی-1371)
با توجه به نظریات فوق ، چنین به نظر میرسد که تصمیمگیری از وظایف مهم و اصلی هر مدیر به شمار میرود . همانطور که کلپاتریک مربی بزرگ گفته است ، « رشد در لحظههای تصمیم گیری اتفاق میافتد. » (قاضی-1370)
بنابراین با توجه به اهمیت تصمیم گیری در جریان زندگی و کار روزمره افراد ، خصوصا مدیران که برای افراد سازمان خویش اقدام به تصمیم گیری میکنند ، این نکته حائز اهمیت میباشد که حد اکثر توان خویش را بکار برند تا دانش و اطلاعات لازم را جهت تصمیم گیری یا مدیریت هرچه بهتر و منطقیتر کسب نمایند .
مراحل تصمیم گیری :
زمانی که فرد با مسألهای روبرو میشود و جهت یافتن راه حل دست به تلاش و کوشش میزند،راه حل را از بین شقهای موجود برمیگزیند و آن را به کار میبندد و در پایان به ارزیابی نتایج کار میپردازد.موارد فوق همه جزء مراحل تصمیمگیری به شمار میروند.با این حال از دیدگاههای مختلف،مراحل متفاوتی برای تصمیمگیری عنوان شده است .
از دیدگاه برخورد سیستمی در تحلیل تصمیم گیری و ارزشیابی تصمیم مدیر مدرسه ، پنج قدم یا مرحله به شرح زیر وجود دارد :
1-شناسایی ماهیت مسأله به عبارت دیگر در این مرحله مدیر به وجود مسأله پی میبرد .
2-تعیین راه حل و شقهای ممکن برای حل مسأله-در این مرحله فرد تلاش میکند که علت و عوامل بوجود آورنده مشکل را در یابد و راه حلها و شقوق گوناگون را در نظر گیرد .
3-گزینش راه حل مناسب از بین شقوق ممکن و موجود ، مدیر پس از ریشه یابی و درک مشکل میکوشد با توجه به شرایط مکانی و زمانی راه حلی را برگزیند که به حل مشکل با مساله بیانجامد یا حد اقل از بقیه شقوق و راه حلها مناسب تر باشد.
5 و 4- ارزیابی و سنجش کارایی ، تصمیم اعمال شده در این مرحله ، که تصمیم گرفته شده به مرحله اجرا درآمده ، فرد به قضاوت میپردازد و نقاط قوت و ضعف تصمیم متخذه را ارزیابی میکند ( با توجه به این نکته همه تصمیمات بطور کامل به اجراء درنمیآیند ( لی فام،ترجمه ناتلی،1370) .
انواع تصمیم گیری :
تصمیم گیری از دیدگاهها و ابعاد مختلفی تقسیم و مورد بحث واقع شده است . هرچند قبول تفکیک بین انواع آن ، خصوصا تعیین حد و مرز برای تصمیمگیری میان سازمانهای مختلف ( اداری ، بازرگانی و آموزشی و...) به شرایط خاص آن سازمان بستگی دارد.در این مقوله، این سه بخش از نظر منشأ،مشارکت افراد و میزان تمرکز بطور اجمال مورد بحث قرار میدهیم .
الف-تصمیمگیری از نظر منشأ:
بارنارد از نظر منشأ به سه نوع تصمیمگیری اشاره میکند :1- تصمیمهای میانهای یا ملاحظه ای ،2 -تصمیمهای استینافی ، و3- تصمیمهای خلاق .
تصمیمهای میانه ای و استینافی از کنش سازمانی منشاء میگیرند و در وراء فرد تصمیمگیرنده است . به عبارت دیگر تصمیمهای میانهای که در سلسله مراتب مدیریت از رؤسا و فرادستان (به مدیر مدرسه) نشأت میگیرد . تصمیمهای استینافی از زیردستان (فرودستان) مشتق میگردد . این در حالی است که منشاء تصمیمهای خلاق استعداد و توان بالقوه شخص میباشد و میتواند باعث تغییر در هدفها، خطمشی و مقررات... بشود .
مطالعاتی که توسط بلین در زمینه فوق صورت گرفته،نشان داده است که مدیران مدارس راهنمایی بیشتر با تصمیمات استینافی سروکار دارند. این در حالی است،که مدیران مدارس ابتدایی مواجه با مسائل تصمیم میانهای و خلاق هستند . همچنین وی دریافت که سطح اقتصادی-اجتماعی مدارس با نوع تصمیماتی که آن اجتماع طلب میکند پیوند دارد . یعنی مدیران مدرسه جوامعی که از سطح اقتصادی و اجتماعی بالاتری برخوردارند،بیشتر در برابر مسائل تصمیمگیری خلاق واقع میشوند و مدارس اجتماعات با سطح اقتصادی اجتماعی پایینتر، تا حدودی مواجه با مسائل تصمیمگیری استینافی و میانهای میباشند. ( لی فام،ترجمه ناتلی،1370)
ب-تصمیمگیری از نظر مشارکت :
تصمیمات از نظر مشارکت افراد به تصمیمات فردی و گروهی تقسیم میشوند . تصمیمات فردی،تصمیماتی هستند که توسط یک فرد صورت میگیرد و معمولا این فرد در رأس سازمان میباشد . تصمیمات فردی ممکن است به دلیل استبداد رأی یا تخصص مدیر و یا به علت شرایط بحرانی گرفته شوند . تصمیمات گروهی ، آن تصمیماتی هستند که بوسیله افراد صاحبنظر و یا افرادی که به نحوی در اجرای آن تصمیم سهیم میباشند ، اتخاذ میشود . تصمیمات نوع دوم حاصل اندیشه و تجارب جمعی است .
برتری تصمیمگیری گروهی یا فردی به شرایط و موقعیتهای زمانی و مکانی و همچنین افرادی که در آن سازمان کار میکنند بستگی دارد . ولی به نظر میرسد که مشارکت افراد ذی نفع در تصمیمگیری ، مایه دلگرمی و احساس مسئولیت آنان میگردد . شرکت در تصمیمگیری فواید زیادی دارد از جمله :
1-افراد احساس ارزش و اعتبار میکنند .
2-احساس تعلق و مالکیت به سازمان و تصمیم اتخاذ شده ، افزایش مییابد .
3-در اثر مشارکت افراد در تصمیمگیری ، ابتکار و خلاقیت در افراد سازمان رشد میکند .
4-از آنجا که آرا و اندیشه افراد متعددی در تصمیمگیری دخالت دارد ، تصمیمات بهتر و منطقیتری گرفته میشود .
5-مشارکت افراد در تصمیمگیری و استفاده از توان بالقوه آنان ، موجب تقویت روحیه و افزایش عزت نفس در بین کارمندان میگردد .
6-مشارکت افراد در تصمیمگیریها ، افراد بیشتر را جهت مناصب تصمیمگیری پرورش میدهد و ... (میرکمالی-1371)
در یک بررسی در زمینه نوع رهبری (1955) ، از معلمان خواسته شد ، رفتار مدیر مدرسه را براساس «رهبر مداری» یا «گروه مداری» مشخص سازند . یافتههای این بررسی نشان داد که معلمان بطور کلی رفتار «گروه مدار» مدیر را ترجیح میدهند .هر اندازه که نگرش گروه نسبت به مدیر از مشابهت و همسویی برخوردار باشد ، به همان اندازه از شرایط کاری خود خشنود خواهند بود . (لی فام،ترجمه ناتلی، 1370)
ج-تصمیمگیری از نظر تمرکز و عدم تمرکز :
تصمیمات از نظر اینکه در رأس هرم سلسله مراتب اتخاذ میشود یا در سطوح پایینی آن، ممکن است متمرکز و یا غیر متمرکز باشد.این دو مفهوم بطور مطلق در هیچ سازمانی وجود ندارد و همیشه حفظ تعادل بین تمرکز و عدم تمرکز ضروری است با این حال تمرکز در سازمانهای کوچک میتواند مورد استفاده باشد . اما در سازمانهای بزرگ و پیچیده بنظر میرسد،عدم تمرکز مثمرثمرتر خواهد بود . (اقتداری، 1370)
جایگاه تصمیمگیری در نظامهای آموزشی
یافتههای تحقیقات بین فرهنگی نشان داده است که بسیاری از مدیران در جوامع شرقی برخلاف مدیران جوامع غربی،زیردستان فعال را نمیپسندند و آنان را در تصمیمگیریهایشان مشارکت نمیدهند.همچنین نتایج مطالعات در جامعه ژاپن نشان میدهد ، افرادی که با ارزشهای جمعگرایانه رشد مییابند ، از همان اوان کودکی یاد میگیرند به منافع گروه در مقایسه با منافع شخص ، اولویت دهند،مشارکت و فعالیتهای گروهی را برخلاف اعضای جوامع فردگرا در صورت تمرین و دریافت تشویق به سهولت فراگیرند. (مرتضوی،نوربلوچی،1371)
بنابراین اگر میخواهیم آیندهسازان (دانشآموزان امروز) افرادی باشند ، با اعتماد به نفس و توانا در تصمیمگیری ، باید مدیران مدارس و معلمان و والدین به وظایف و نقش خویش آگاه شوند . زیرا همانطور که از تحقیقات ذکر شده ، پیداست،کودک از همان سالهای اولیه زندگی خویش یاد میگیرد . به حقوق دیگران احترام بگذارد ، حقوق جمعی را محترم بشمارد و فعالیتهای گروهی و مشارکت در آنها را با اهمیت تلقی کند .
به عبارت دیگر ، مدرسه باید محصول خود را که همان دانشآموز است،برای زندگی آینده آماده نماید.این ممکن نخواهد بود مگر اینکه نیازهای او را بشناسیم .
از آنجایی که مدرسه بعد از کانون گرم خانواده ( اگر والدین واقعا این کانون را بوجود آورده باشند) ، مهمترین نهادی است که در رفتار و کردار و دگرگونی عواطف نوجوانان نقش اساسی را به عهده دارد ، میتوان با برنامهریزی صحیح و با مشارکت معلمان و الدین حس همکاری، همدردی ، آداب معاشرت ، سازگاری ، رعایت نظم ، از خودگذشتگی ، طرز تفکر منطقی ، شناخت حقوق خویش و دیگران،احترام به حقوق دیگران و حل مسائل و مشکلات را در محیطهای آموزشی به دانشآموزان آموخت (خدایاری فرد-1372)
با توجه به مشکلاتی که امروزه نوجوانان و جوانان در رابطه با تصمیمگیری در مقاطع مختلف زندگی،با آن دست به گریبانند،اهمیت تصمیمگیری و ضوررت مشارکت آنان در گرفتن تصمیم از همان اوان کودکی بدیهی به نظر میرسد.تا آنجایی که یاری رسانی در روند تصمیمگیری،جایگاه بس مهمی را در روانشناسی مشاوره احراز کرده است(قاضی-1370)
باوجوداین اگر محیط خانواده ، محیطی پذیرا باشد و به کودک اجازه داده شود تا در بسیاری از موارد خود تصمیمگیرنده باشد (با نظارت والدین) و همچنین مدارس ، محل پرورش تواناییهای ذهنی بوده و اطلاعاتی در اختیار دانشآموزان قرار داده که در فرصتهایی واقعی زندگی کاربرد داشته باشد،آنگاه باید امیدوار بود که در آینده کسانی که سکان جامعه را در دست میگیرند ، افرادی توانا و با اعتماد به نفس و فعال در تعیین سرنوشت خویش باشند
فرايند تصميم سازي و تصميم گيري نظام اموزش و پرورش از يچيده ترين سيستم ها محسوب مي شود ، زيرا در اين فرايند براي پرورش روح و جسم انسان با توجه به اصول و ارزشهاي فرهنگي و نظام حکومتي و پيشرفت هاي صنعتي و تکنولوژيکي جامعه بايد تصميم سازي و تصميم گيري نمود .
این مقاله قصد دارد به اهمیت اطلاعات و پردازش داده ها و تاثیر آن بر تصمیم گیری بپردازد .
با توجه به اهمیت روزافزون اطلاعات و نقش آن در تصمیمگیری مدیران به نظر میرسد که استفاده از تکنولوژی اطلاعات " کارا و اثربخش" بیش از گذشته اهمیت پیدا خواهد کرد و شاید به توان به جرات بیان کرد که در آینده هیچ سازمانی بدون بکارگیری سیستم اطلاعاتی ، که اطلاعات استراتژیک " کارا و اثربخش" را برای سازمان مهیا میسازد ، نخواهد توانست توان رویارویی با محیط متغیر و رقابتی را داشته باشد و بتواند در این محیط به حیات خود ادامه دهد .
تجربه نشان داده است ، که عدم توجه درست به موارد فوق ، گسترش سیستمهای اطلاعات در کسب و کار عموما موجب جایگزینی مشکلات جدید به جای مشکلات قدیمی میشود و این باعث میشود تا فواید مورد انتظار حاصل نشوند ، علی رغم افزایش سرمایهگذاری در سیستمهای اطلاعات ، بهرهوری ارتقا نیافته و این امر در سالهای گذشته موجب مطرح شدن موضوعهایی چون پارادوکس بهرهوری شده است. بنابراین برای رسیدن به اثربخشی بالا لازم است که سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و راههای ارزیابی آن بخوبی شناخته شده،و با شناخت نقاط ضعف و قوت به رفع اشکالات موجود بپردازیم .
همانطور که گفته شد اطلاعات مهمترین عنصر تصمیمگیری مدیران میباشد و نقش بسیار مهمی را در کیفیت تصمیمگیری مدیران دارد . لذا هرگاه اطلاعات دقیق و به هنگام باشد ، تصمیم مدیران صحیح و مطمئن خواهد بود و در غیر این صورت تصمیم مدیران با نقص و اشتباه همراه خواهد بود. سخت و مشکل بودن ذاتی امر ارزیابی و شناسایی فواید و هزینههای سیستمهای اطلاعات همواره دلیلی بر نداشتن اطمینان از تاثیر سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات بر موفقیت کسب و کار بوده است.یکی از نتایج منفی این امر صرفنظر کردن از این موضوعها بوده است. بنابراین در صورتی سیستمهای اطلاعاتیچ به کمک مدیران خواهد رسید که به صورتی " کارا " و" اثربخش " برنامهریزی ، طراحی و استقرار یافته باشد .
نقش اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی :
در دنیای رقابتی امروز داشتن اطلاعات دقیق و بهنگام نقش بسیار مهمی را در بقای سازمان ایفا میکند. لذا هر سازمانی اطلاعات استراتژیکی بیشتری را در اختیار داشته باشد بهتر میتواند در این محیط آشفته که با سرعت بسیار زیادی در حال تغییر و تحول میباشد به حیات خود ادامه دهد . جمعآوری اطلاعات به دو طریق دستی و مکانیزه انجام میگیرد.روش مکانیزه آن اغلب از طریق کامپیوتر و با استفاده از سیستمهای اطلاعاتی انجام میشود . روشهای جمعآوری اطلاعات به شیوه دستی بسیار کند و دارای ضریب اشتباه بسیار زیادی است که این نقیصه از طریق بکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS) بطور چشمگیری کاهش یافته است .
همانطور که گفته شد اطلاعات مهمترین عنصر تصمیمگیری مدیران میباشد و نقش بسیار مهمی را در کیفیت تصمیمگیری مدیران دارد.لذا هر گاه اطلاعات دقیق و به هنگام باشد،تصمیم مدیران صحیح و مطمئن خواهد بود و در غیر این صورت تصمیم مدیران با نقص و اشتباه همراه خواهد بود.
اطلاعات و دادهها
مفهوم دو واژه اطلاعات و دادهها یکسان نمیباشد.افراد زیادی دادهها و اطلاعات را بجای هم بکار میبرند.این مسئله در مکالمات غیر رسمی قابل قبول است ولی بایستی بین این دو تفاوت قائل شد.برای فهم واقعی معنی اطلاعات و عدم اختلات آن با دادهها ما ابتدا تعریفی از این دو ارائه مینمائیم . واژه data جمع datum (دادهها) است که گاهی در این نوشتار به صورت مفرد نیز بکار میرود . دادهها حقایق و پدیدههایی هستند که در رابطه با یک شیء یا یک پدیده به طور عام مطرح میشوند و یک ویژگی از آن پدیده را به ما منتقل میکنند ، به خودی خود مفهوم دارند ولی کاربردی برای آنها متصور نیست ، اما اگر مورد پردازش قرار گیرند و به اطلاعات تبدیل شوند دارای معنا میشوند. هر سازمانی که دادههای صحیح ، دقیق ، بهنگام و جامع در اختیار داشته باشد و بتواند در کمترین زمان ، به دادههای مورد نیازش دسترسی داشته باشد،موفق تر است . نقش دادهها و اطلاعات در مدیریت سازمانها،نقشی حیاتی و اساسی است. هرچه فضای اطلاعاتی یک سازمان، دقیق تر، شفاف تر، منسجم تر و سیستماتیک تر باشد،سازمان بهتر میتواند به اهدافش نایل آید . وجود فضای اطلاعاتی نادقیق،کدر،آشفته، متناقض، ناساخت مند از مهمترین عوامل عدم پیشرفت در مدیریت سازمانهاست .
اطلاعات یکی از مهمترین منابعی است که در اختیار مدیران قرار دارد،لذا باید آن را ماند هر منبع دیگری مدیریت نمایند. اطلاعات را بر حسب کیفیت نیز میتوان طبقهبندی کرد.منظور از کیفیت اطلاعات ابعادی است که میتوان ارزش اطلاعات را برای کاربر افزایش دهد.مهمترین ویژگیهای اطلاعات عبارتند از:
1- مربوط بودن2- دقت3- مکمل بودن4- ایمنی5- سرعت6- اقتصادی بودن 7- کارایی 8- قابلیت اتکا
ویژگیهای اطلاعات را میتوان به طرق مختلفی طبقهبندی کرد که معروفترین آن دسته بندی اطلاعات براساس سه بعد زمان ، محتوا ، و شکل است (آهیتوف 1991) :
1-بعد زمان : که دارای ویژگیهای چون : به موقع بودن ، بهنگام بودن ، بسامد و دوره زمانی میباشد .
2-بعد محتوی : که شامل ویژگیهای چون صحت، مرتبط بودن ، کامل و جامع بودن ، ایجاز و اختصار، دارای حوزه مشخص،نشان دهنده عملکرد ، قابل تعریف بر حسب کمی، قابل دستیابی و حصول ، عاری از تعصب و تناسب می باشد.
3-بعد شکل : ویژگیهای چون واضح بودن و قابلیت جزء شدن میباشد.
مدیران در طی مراحل حل مسئله تصمیمگیری میکنند . معمولا لازم است تصمیمات چند جانبهای برای حل یک مسئله خاص اتخاذ نمود (بهشتیان 1379،25) . تصمیمگیری ، فرایند انتخاب یک راهکار از بین راهکارهای موجود به منظور رسیدن به هدف یا هدفهای مورد نظر است. بر طبق تئوری هربرت آ.سایمون (1977) ، تصمیمگیری مدیریتی معادل با کل فرایند مدیریت است .
اهمیت اطلاعات و تاثیر آن در فرایند تصمیمگیری بر کسی پوشیده نیست. در واقع فرایند کلی تصمیمگیری را جمعآوری ، پردازش اطلاعات و انتخاب گزینه براساس نتایج تحلیلها دانست (مک کریمسون،1977) . در واقع فرایند کلی تصمیمگیری را میتوان جمعآوری و پردازش اطلاعات در نظر گرفت (مک کریمسون 1977) . تصمیمگیری فرایندی است برای انتخاب یک گزینه از میان گزینههای مختلف.نیازی به توضیح نیست که تصمیمگیری مستلزم نیازهای اطلاعاتی خاص است. یک تصمیم خوب بیشتر بر اطلاعات متکی است . به زعم سایمون تصمیمگیری چهار مرحله اصلی را در بردارد :
- ذکاوت: یافتن موقعیتهای مناسب برای اتخاذ تصمیم
- یافتن روشهای مناسب برای اتخاذ تصمیم
- انتخاب:بهترین روش اتخاذ تصمیم
- تجدیدنظر:ارزشیابی تصمیم اتخاذ شده
نقش مشاور و راهنمایی در تصمیم گیری :
در مسیر تکاملی تاریخ راهنمایی و مشاوره به مدلهای گوناگونی بر میخوریم که الگو و یا مدل تصمیمگیری از آن جمله است. یکی از فرضهای اساسی این الگو آن است که پدیده راهنمایی هنگامی رخ میدهد که شخص در روند تصمیمگیریهای خود در جستجوی کمک باشد . شرط تحقیق چنین راهنمایی آن است که مشاور از رشد همه جانبه مراجع خود در رسیدن به خود رهبری اطمینان داشته باشد ، به دیگر سخن ، تنها مراجعانی که از سلامت روانی شایسته برخوردار باشند میتوانند راهنمایی شوند و به تصمیمگیری درست دست یابند. مهمترین تصمیمگیریهای فرد در سراسر زندگی عبارتند از:1) تصمیمگیری درباره تحصیل ، 2) تصمیم گیریهای فرد درباره شغل، و 3) تصمیمگیری درباره انتخاب همسر. در هر کدام از این تصمیمگیریها شخص بر سر دو سلسله اختلاف و دو راهیها قرار میگیرد . اختلاف میان علاقهها و انگیزهها از یک سو، و اختلاف میان امکانها و استعدادهای موجود تحصیلی، شغلی، و زناشویی از دیگر سو.
در این دو راهیها و گذرگاههای زندگی هیچ کس نیست که از راهنمایی بینیاز باشد و چه بسا که تصمیم گیریهای درست و مناسب موجب رشد بیشتر و بهتر فرد گردند . از این سه گروه تصمیمگیری عمده، تصمیم درباره تحصیل میتواند دو تصمیمگیری دیگر را سخت تحت تاثیر قرار دهد . به همین دلیل راهنمایی تحصیلی باید جایگاه والای خود را در نظام آموزش و پرورش حفظ کند و لازم است تا هنگامی که فرد در گردونه تحصیلات دبستانی، راهنمایی، دبیرستانی، و دانشگاهی قرار دارد، به موازات آموزش مهارتها و علوم ، از خدمات راهنمایی تحصیلی نیز برخوردار گردد.
یکی از برجستهترین خدمات راهنمایی انجام مشاوره و مصاحبه با افراد است که چنانچه خوب انجام شود فرد را از بسیاری خدمات دیگر راهنمایی بینیاز میسازد . پژوهشهای گوناگون ثابت کردهاند که این گونه خدمات راهنمایی در هر یک از گروههای بهنجار و نابهنجار تفاوت بوجود میآورد و این تفاوت در جهت رشد و پیشرفت افراد میباشد . از جمله تصمیم گیریهای مهم در زندگی فرد تصمیمگیری درباره تحصیل و انتخاب رشته است که میتواند موجب بروز نگرانی و اضطراب در دانشآموزان و دانشجویان گردد هر دانشآموز از نخستین سالهای تحصیل در دوره آموزش دبستانی در معرض شکست یا موفقیت قرار میگیرد و شاهد رقابتهای میان گروهی، فشار خانواده، و سخت گیریهای نظام آموزشی میباشد .
نتیجهگیری :
امروزه ، سرمایه گذاری در حوزه سیستمهای اطلاعات یکی از موضوع های مطرح در تمامی سازمانهاست . در بسیاری موارد ، سرمایهگذاری در این حوزه موجب صرفهجویی فراوانی در هزینه شده است و در موارد دیگر بهرهوری، متناسب با میزان سرمایهگذاری ، ارتقا نیافته است . این موضوع در مدیریت نوین و حتی مدیریت کلاسیک مطرح بوده و هست . زمانی برنامه ریزی و طراحیهای انجام شده مثمرثمر خواهد بود که بر مبنای یک نظام ارزیابی ، سنجیده شده و نواقص آن رفع شوند . امروزه یکی از بیماریهای جدی مدیریت بخصوص در کشورهای در حال توسعه مانند کشور ما که به سمت صنعتی شدن حرکت میکند ارزیابی برنامهها ، افراد و سازمان است.
مشکل بودن شناسایی فواید ، بسیار مورد بحث قرار گرفته است و حتی موجب شده است تا در بعضی کسب و کارها دستیابی به این فواید مورد شک و تردید واقع شوند.
از سویی ، امروزه فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعات به عنوان یک ابزار مهم و شناخته شده مورد پذیرش واقع شدهاند . اگرچه علی رغم سرمایهگذاری سنگین در فناوری اطلاعات ، سازمانها عموما نتوانسته اند از بازگشت سرمایه و فواید مالی متناسبی بهرهمند شوند . توسعه و فراگیر شدن فناوری اطلاعات اغلب معادل با کاهش شاخصهای کلان بهره وری و سودآوری کمتر در هردو بخش صنعت و خدمات بوده است .
منابع :
1. رابینز ، استیفن . " تئوری سازمان ( ساختار و طرح سازمانی ) " .( ترجمه ی مهدی الوانی و حسن دانایی فرد ) ، 1943 ، انتشارات صفار .
2. مطالعات علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه فردوسی مشهد . " تآملی بر تمرگز گرایی و تمرکز زدایی و بازگشت مجدد به تمرگز گرایی و بررسی دلالت های آنها برای نظام برنامه ی درسی ایران : از منظر جدید " . 17 /7/1389 ، 11 ( 2 ) ، 165 – 184
3. مجله ی تربیت . فولادی ، عزت ا... " نقش نظام آموزشی در رشد فرایند تصمیم گیری " ، تیر ماه 1376 . شماره ی 120 ، 62 – 64
4. آفرینش روزنامه ی صبح ایران ، 30 / 10 / 1385 . شماره ی 2680
5. مجله ی مدیریت . حاجی محمد علی ها ، رضا . " بررسی اثر بخشی سیستم اطلاعات مدیریت " خرداد و تیر 1386 . شماره ی 122 و 121
6. مجله ی علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. قاضی ، قاسم . " نقش مشاور و راهنمایی در تصمیم گیری و موفقیت " ، بهار 1370 . 31 – 46.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم