بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيداي شاه حسن چشم به حال گدا فکنخوش مي کنم به باده مشکين مشام جانسر خدا که عارف سالک به کس نگفتيا رب کجاست محرم رازي که يک زماناينش سزا نبود دل حق گزار منمحروم اگر شدم ز سر کوي او چه شدساقي بيا که عشق ندا مي کند بلندما باده زير خرقه نه امروز مي خوريمما مي به بانگ چنگ نه امروز مي کشيمپند حکيم محض صواب است و عين خير
از يار آشنا سخن آشنا شنيدکاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيدکز دلق پوش صومعه بوي ريا شنيددر حيرتم که باده فروش از کجا شنيددل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنيدکز غمگسار خود سخن ناسزا شنيداز گلشن زمانه که بوي وفا شنيدکان کس که گفت قصه ما هم ز ما شنيدصد بار پير ميکده اين ماجرا شنيدبس دور شد که گنبد چرخ اين صدا شنيدفرخنده آن کسي که به سمع رضا شنيد
حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بسدربند آن مباش که نشنيد يا شنيد
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 15:34 توسط شیما آذر
|
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست